با سلام خدمت بازدیدکنندگان این لطیفه ها صرفاً با هدف خنداندن شما نمی باشد بلکه آموزش بخش کوچکی از فیزیک می باشد و در واقع اینان لطیفه هایی بی مزه می باشند

قایم با شک 

یک روز دانشمندان داشتن با هم قايم باشک بازي مي کردن.اينشتين چشم مي گذارد و نيوتن ميرود پشت سر اینشتین يک مربع به ضلع يک متر مي کشد و داخل آن مربع مي ايستد! وقتي شمارش اینشتین تمام مي شود بر مي گردد و نيوتن را مي بيند! مي گویدنيوتن! سوک سوک! نيوتن مي گوید: من نيوتن نيستم! الان ثابت مي کنم! مساحت اين مربع 1 متر در 1 متر مي شود= 1 متر مربع و من هم که روي اين مربع ايستاده امبنابراين نيوتن بر متر مربع مي شود= پاسکال...و من پاسکالم!

 

فیزیک خیلی آسون تر میشد اگه؛

 فیزیک خیلی آسون تر میشد،اگه به جای سیب،خود درخت میخورد توسر نیوتن!!

 ردیاب الکتریکی:

سوال :نام اولین ردیاب الکتریکی چیست؟

پاسخ: شرلوک اهمز

 فیزیک کوانتوم:

وقتی که یک ذره فیزیکی از من می خواهد که به سمت ذره ی فیزیکی دیگر پرواز کنم چه کار کنم؟ 

-هیچی فقط بهش الکترون بده 

 اورانیوم 238:

می دونید هسته یک اورانیوم 238به دیگران چی می گه؟

پیش به سوی شکافت

دیدار اینشتین و چارلی چاپلین:

در دیداری که بین اینشتین و چارلی چاپلین صورت گرفت، اینشتین به چارلی چاپلین گفت: کار شما خیلی مهم است، زیرا مردم جهان از هر کشور و قومی که باشند حرکت‌های شما را می‌فهمند و تحسینتان می‌کنند. چارلی در پاسخ گفت: ولی به نظر من کار شما خیلی مهم‌تر است، زیرا مردم جهان از هر کشور و قومی بدون آن که حرف‌های شما را بفهمند تحسینتان می‌کند!

شعر فیزیک هسته ای:

دیشب به خواب رفتم در عالم کوانتا
در بین موج و هسته، در داخل اتمها

در هسته خفته بودند جمعی ز نوکلئونها
بر گردشان دویدم همچون الکترونها

روی مدار بوری آرام می خزیدم
فارغ زهرچه تابش یا ریزش اتمها

با جنبشی جهیدم رفتم مدار بالا
وقتی که باز گشتم آزاد شد فوتون ها

ای صاحب کرامت شکرانه ی نسبیت
روزی تفقدی کن آلبرت بی نوا را !


ادامه مطلب